ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

328

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و نام او زين العابدين و معروف بحاجى ميرزا كوچك و در طريقت ملقب و مشهور به رحمت‌على شاه بوده . شرح احوالش را فرزند بزرگوارش مرحوم حاج نايب الصدر در كتاب « طرائق الحقائق 3 : 176 تا 180 » مفصلا نوشته ، و هم مرحوم حاج ميرزا حسن فسائى در « فارسنامه ، گفتار 2 : 123 » ترجمهء مختصرى از او آورده ، ليكن عجب است كه در « المآثر و الآثار » و « آثار عجم » نه تنها عنوانى براى او قرار نداده ، بلكه أصلا نامى از او نبرده‌اند با اينكه در اين دو كتاب چندين نفر از عرفاء و صوفيه را كه از مخلصين و مريدين او بوده‌اند در عناوين مخصوصه ذكر كرده‌اند . و به‌هرحال ، اين عارف ربانى در چهاردهم ماه ربيع المولود اين سال ، چنان كه در « طرائق 3 : 176 » نوشته ، مطابق ( . . . ) عقرب ماه برجى از بطن عزت نساء بيگم يكى از زوجات پدرش در كاظمين ( ع ) متولد شده ، و در أواسط سنه 1217 با پدر و جد خود بشيراز آمد . و آنجا در نزد جد خويش حاج محمد حسن به تحصيل علوم شرعيه اشتغال ورزيد و چندين سال بدين علوم مشغول بود تا ازهرجهت كامل گرديد ، و در سنه 1225 حاجيه رقيه بيگم دختر حاجى عبد الغفار ربيب پدر خود را كه در ( 1240 ) بيايد برشتهء ازدواج خود درآورد ، و بعد از آن بفكر افتاد كه بايد انسانى كامل را بيابد تا اتفاقا در سنه 1234 مرحوم حاج ميرزا زين العابدين مست‌علىشاه كه در ( ج 1 ص 15 شمارهء 9 در سال 1194 ) گذشت بشيراز آمد و در بقعهء باباكوهى منزل نمود . مرحوم رحمتعلى شاه يك روز بعنوان تفرج با بعضى از طلاب و تلاميذ بدان طرف رفت و چون بصحن بقعه برآمد جمعى را بدور شمعى پروانه‌وار حلقه‌زده ديد ، در سراى مغان رفته بود و آب زده * نشسته پيرو صلائى بشيخ و شاب زده گرفته ساغر عشرت فرشتهء رحمت * ز جرعه بر رخ حور و پرى گلاب‌زده پس بىاختيار بدان مجلس ارم مونس درآمد ، و هر قدر همراهان وى را منع نمودند مفيد نيفتاد ، و چون داخل آن حوزه شد حاجى شروانى بنحو ملاطفت اين بيت خواجه حافظ شيرازى را خواند : زاهد از كوچه رندان به‌سلامت بگذر * تا خرابت نكند صحبت بدنامى چند و او در جواب اين شعر حافظ على غوريانى را بعرض رسانيد : حريم حرمت كوى تو جنت أبرار * شميم نكهت موى تو راحت أحرار